مادرِ پدر شد
وقتی فهمید
بی مادری یعنی چی..
- ۰ نظر
- ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۳:۱۰
آرزویش بود شبیه تو باشد
هیچ راهی نبود
جز اینکه صدایش کنند
ام المومنین...
تو که رفتی خیال
حسودان راحت شد
خبر نداشتند جانشینی برای
حزن پیدا نمیشود.
خدا میدانست
طاقت هرچیزی را داری
الا دیدن سیلی دختر...
نخواست بمانی و ببینی..
*قسمتی از وصیت حضرت خدیجه
یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد. چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر اوفریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد.
هر لحظه از نبودنت
اندازه یک سال بود
و هرسال یک عام الحزن...
*پیامبر (صلى الله علیه و آله) سال در گذشت
حضرت خدیجه را «عام الحزن» سال اندوه نام نهاده
دلی را که گرفتار
آسمان حرمت کرده ای
حق الناس است یا نه؟؟
ادا کن حق دلی را که گرفتار کرده ای...
کپی برابر با اصل بود اصغر
میدانستند دستان پدر
منبر است برای پسر
حنجره را نشانه گرفتند
ملائک پا منبری اش شدند